ايشان (حاج آقاي جاودان) مجسمهي تعادل هستند.

پس نوشت:
اين هم سايت حاج آقاي جاودان ورود
سلام
بالاخره فرصت شد و دست و دلم رفت براي نوشتن. واقعا فرصت كم داريم. خيلي نقاط ضعف دارم كه بايد جبرانشون كنم. بايد سعي كنم. سعي....
نميدونم وقتي اين موسيقي رو كه روي وبلاگ گذاشتم گوش ميدم اصلا حرف زدنم ميخشكه.
فقط يه بار اين شعر رو گوش بديم. جالبه (با كريمان كارها دشوار نيست.....). حال ندارم. بعدا شايد بنويسم.
دلم هواي مشهد رو كرده خيلي....
چون قول داده بودم بعضي از عكسام رو بذارم. اين عكس ماله كلاس پنجمه كه توي المپياد رتبه آورده بوديم. بعدها بازم عكس ميذارم.

اينهم عكس سيد كسائيانه. مثلاً خيلي رفيق هستيم.(توي عكس مثلاً داره احساساتش ميريزه بيرون!!!)
اين چند مدت خيلي به فكر چند نفرم. خودشون ميدونن. سلام داداش....
مهمان: قشنگ بود، بخونين!
اين پست رو وقتي مينويسم كه تازه از تولدم (ساعت 7 شب، 31 مرداد، همراه با اذان مغرب و عشا)چند ساعتي گذشته...آدم روز تولدش حس غريبي(قريبي!) داره.
نيّت كردم تا چند پست آينده يه سري عكسام رو بذارم توي اينجا...
اولش هم از عكس يه ماههگيم شروع كردم.
ميگن كل مولودٍ يُولِد علي الفطرة، يعني هر كسي كه متولد ميشه بر اساس يه فطرت پاك قِل ميخوره مياد اين دنيا.....
چهقدر عوض شدم و چهقدر هنوز عوض نشدم و چهقدر....

دلم رفت به سمت اين نوشته شهيد آسيد مرتضي آويني كه:
|
آرمانخواهي انسان مستلزم صبر بر رنجهاست. پس برادر خوبم، براي جانبازي در راه آرمانها ياد بگير كه در اين سيّارهي رنج صبورترين انسانها باشي. |
|
|
كاشكي بفهمم چي گفته و بفهمم بايد آرمان داشته باشم.همين...