پريشانيم...!
به اين سو
و آن سوي نگاه كردم ناگهان خود را در آينه ديدم. سُر و مُر و گنده و سالم ....
اشكهاي غزه در سرما يخ
زدهاند...
ديشب در جلوي دفتر حافظ منافع مصر(500 متر بالاتر از پل صدر در
خيابان شريعتي) تحصن بود...مثل روزهاي
قبل...حتي كساني آمده بودند كه سرشكسته و دست شكسته از حملهي برادران
نيروي انتظامي(!) در روزهاي قبل جان سالم(!) به
در برده بودند...
كدام خبرگزاري و كدامين شبكه تلويزيوني آمده بودند تا عكس و فيلم تهيه كنند و لااقل اون رو در آرشيو تاريخي خود حفظ كنند...
|
پيام رهبر
انقلاب: |
بغض گلويمان را ميفشارد....مگر
صداي غريبي حسين را اينك از غزه نميشنوي...حسين
يعني صداي مظلومان...حسين يعني صداي حق...حسين يعني
خفه كردن صداي يزيديان در حلقوم تاريخ...
به پا خيز...تا آخرين روزهاي
هفته در جوش و خروشيم.
اين هم عكسهايي از
ديشب(رو عكسها كليك كني بزرگ ميشه):
اعتراض دانشجويان و برادران نيروي انتظامي:
توي جوب و اين ور و اون ور رو گشتند تا چند تا تيكه كاغذ گير آوردند و آتش زدند...گلومون از گاز اشكآور ميسوخت:
خوب شد آقاي سراج اومد(فرمانده بسيج دانشجويي كشور). جمع هدفمند تر شد...:
هوا سرد شده بود....پتو آوردند تا كسي تا صبح يخ نزنه...از درون تب داشتند و سردشان نشد...!:
|
باز اين چه شورش است كه در غزهاي به پاست.. |
اين يك مطلب و پيام مهم عربي است. كليك كن.
اين هم ثبتنام گردانهاي استشهادي