ديدم ايام ولادت حضرت رسولاعظمه(صلياللهعليهوآله) بد نيست بلكه خيلي هم خوبه كه در چند پست قسمتهايي از سخنراني حاجآقا جاودان رو در تاريخ 21 اسقند 87 دربارهي حضرت بذارم:
قُلْ إِنَّنِي هَدَانِي رَبِّي
إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ دِينًا قِيَمًا
مِّلَّةَ
إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ
بگو آرى، پروردگارم مرا
به راه راست هدايت كرده است دينى پايدار آيين ابراهيم حقگراى و او از مشركان نبود

يك دوره از احوال رسول
خدا آمده است. در اين آيات مشخص ميشود كه ايشان چه كسي
بوده است؟
هدايت
خاصه به اين معناست كه آنچه بودهاند ، به
موهبت خدا بوده است. رسالت، عصمت،امامت و
......
خداي تبارك و تعالي همه را به دارالسلام خوانده است و آن كه را بخواهد به دارالسلام هدايت ميكند.
حالا يك دستهاي را كه ميخواهد به صراط مستقيم هدايت كند، ايشان(حضرت رسول) صدر آن گروه است.اگر ما بهاي آن را بپردازيم، رسيدن به صراط
مستقيم مقدور است و به آن هدايت ميشويم.
ما اعتقاد داريم كه انبياء و اولياء از روز تولّد، معصوم هستند و اين "موهبت
الهي" بوده است نه به خاطر پرداختن
"بها" .
اينجا بحثهايي است كه بايد بعدها بيان كرد.
صراط مستقيم چيست؟ (دِينًا قِيَمًا) قِيَم چيست؟
قِيَم قائم بوده است كه الف آن حذف شده. ديني
كه همهي خوبيها در آن جمع شده است. اين چه
ديني است؟ دين حضرت ابراهيم(عليهالسلام). او
ابراهيم، به درستي ميل ميكرد و هرگز به سوي شرك نرفت؛
او حنيف بود.
|
چون
هيچ چيز مال خودش نيست در معرض خطر دزد هم نيست، از دزد نميترسه. شيطان چرا طرف
ما ميآيد؟ |
پس نتيجه
اول اين كه پيامبر فرمودند: هدايت من، هدايت
خاصه است و موهبتي.
اما سخن دوم ايشان: نماز من، عبادت من، مرگ من
و....همه چيز من مال خداست. اين يك مرتبهي بزرگي است براي حضرت.
ما ميگوييم أشهد أنّ محمداً عبده و رسوله...
قبل از نبوت و .... مرحلهي بندگي است. من هيچ
چيزم براي خودم نيست. براي خداست. چون هيچ چيز
مال خودش نيست در معرض خطر دزد هم نيست، از
دزد نميترسه. شيطان چرا طرف ما ميآيد؟
چون من مال دارم. من معتقدم كه بدن و تنم براي
خودمه.
اگه واقعاً معتقد باشيم كه اين براي خداست؛ شيطان امكان ندارد دست به آن بزند و انسان گوش و... و تمام اعضاي
آن گناه نميكند.اگر من به مالكيّت خودم معتقد
باشم، شيطان ميتواند به همه جاي آن دست
بزند.
ايشان ميفرمايند: من معتقدم كه مالك هيچ چيز
نيستم.
من يك ذره هم شريك براي
خدا قائل نيستم.
آقا ما ها صد تا صاحاب داريم، ايشون يه دونه صاحاب داشته است.
نه اين كه اين
زوري باشه، گفتم موهبتي است امّا زوري و جبري نيست. او
گفت بده، منم با اختيار همه چيز رو به او
دادم. تا گفتند، گفتم چشم.
بنابراين شدم اولين مسلمان.
اين اولين مسلمان خيليه...
* ادامه در پست بعدي....