[به یقین این یادداشت هنوز کامل نیست اما بهتر از هیچی است!]نشریات محلی یکی از سختترین حیطهها و سبکهای فعالیت رسانهای مکتوب میباشد که موفقیت آن نشان از رصد مناسب و پاسخگویی بهنگام نیازهای مخاطبان بومی جغرافیای توزیع نشریه میباشد.
در روشهای تغییر ذائقه مخاطبان جغرافیای هدف، سفارتخانههای کشوری دیگر اقدام به انتشار مجلات تخصصی و عمومی برای مخاطبان کشور میزبان میکنند که ملاک و میزانی برای تشخیص شناخت کشور میهمان از مردمان کشور میزبان است. به طور مثال در کشور افغانستان نشریاتی همچون صدای آزادی تولید میگردد که با استقبال عمومی افغانها مواجه شده است و اگر این روند به طور مداوم ادامه یابد شاهد تغییر ذائقه مردمان دیار همسایه خواهیم بود، در کشور ما نیز نشریات بسیاری از سوی سفارتخانهها تولید و توزیع میگردد که می توان به نشریات کشور هند اشاره نمود.
در این میان جمهوری اسلامی ایران نیاز به آمایش فرهنگی – اجتماعی از مردمان سرزمین خود دارد.
نگاهی که از دوران قریب به یکصدسال گذشته تا کنون بر کشور حاکم بوده است نگاه «مدیریت متمرکز کشوری» در همه ابعاد بوده است و مدیریت سیستمی جایی برای ظهور و بروز نداشته است، درآمد حاصل از نفت و فرهنگ مستعمری حاکم بر این آب و خاک قدرت مانور را از مردمان گرفته و سطح توقع را از دولت بالا برده است به گونهای که حتی برای رفع کوچکترین نیازها، مردم چشم به دولت دوختهاند و خود را کنار میکشند. این وضعیت در امور اقتصادی به وضوح قابل مشاهده است و نبود تعاونیهای قوی و مستقل نیز بخشی از نمود این تفکر است. در حوزهی فرهنگ وضع از روح حاکم بر اقتصاد به مراتب وخیمتر است و به همین دلیل فرهنگ مهاجم به سادگی در سطح وسیع اقدام به تکثیر سلولی خود مینماید.
در این میان نیاز به حضور نشریات محلی به شدت احساس میشود. نشریاتی که فرهنگ وسنتهای بومی را حفظ و بازتولید نماید و با اصلاح آنها، سنتهای صحیح را نهادیه و به نسلهای مختلف انتقال دهد و از نگاهی دیگر به رصد و جمعآوری فرهنگ وسنتها بپردازد. با افزایش تعداد این نشریات نگاهها و زوایای پیدا و پنهان فرهنگهای بومی رصد میگردد و اگر این حرکت در سطح ملی انجام گیرد جدای سهولت در تدوین آمایش فرهنگی کشور باعث به روز شدن این آمایش نیز خواهد شد.
نشریه محلی یکی از رسانههایی است که انقلاب اسلامی ایران به شدت به آن احتیاج دارد، نشریهای که بتواند هویتهای محلی را در عصر شهرنشینی و در این هجوم تفکر غربی و سبک زندگی آشفته مخلوط فرهنگهای اجنبی با فرهنگ بومی ایرانی، حفظ و ارتقا ببخشد. انقلاب بیش از آنکه احتیاج به دانستن و یافتن تهدیدهای بیرونی داشته باشد احتیاج به رصد تهدیدهای درونی دارد و نشناختن ظرفیتهای محلی و خودی یکی از بزرگترین تهدیدهاست که اگر به آن بیتوجهی شود سیرت انقلاب به نابودی خواهد گراید.
تا کنون رویکرد حاکم بر مدیران و خصوصا بولتنهای خبری منتشر شده در سازمانها، روحیهی تهدید محوری است شاید بتوان گفت مدیران ما بیش از آن که ظرفیتهای بومی و افراد بومی را با ظرافت تمام بشناسند، افراد معاند انقلاب را شناخته به گونهای که حتی ریزترین علایق و مسایل خصوصی آنان را به تفکیک روز و ماه میدانند و این همان خطری است که پیشِروی انقلاب است. هنوز بولتنهایی را مشاهده نمیکنیم که جدای نگاه تهدیدمحور، افراد و ظرفیتهای انقلاب را رصد و معرفی نماید، ظرفیتهایی را که هنوز ار آنها استفاده نکردهایم و این یعنی آغاز و تسریع پروسهی ضدانقلابسازی و در بهترین و خوشبینانهترین حالت آغاز و تسریع پروسهی ساخت افراد سرخورده و بیمیل به انقلاب.
از این رو است که نشریات محلی می توانند نقش عشایر را برای سرزمین اسلامی ما ایفا کنند و از مرزهای عقیدتی در حیطهی خودشان دفاع نمایند. به امید روزی که مسئولان ظرفیت مردمی ایران را بشناسند.
برچسبها:
عکس,
نشریات,
محلی,
انقلاب